۱۳۸۸ آبان ۲۸, پنجشنبه

آقای موسوی ویدویی از دوران طلایی خودت و حضرت امامت! ببین و شرم کن از گفتن کلمه حضرت امام.


آقای موسوی ویدویی از دوران طلایی خودت و حضرت امامت! ببین و شرم کن از گفتن کلمه حضرت امام.


گزارشی از اسیران کم سن و سال ایرانی در عراق در زمان جنگ وامتناع ایران از پذیرششان با وجود قبول آزادی آنها از طرف عراق

گزارشی از داخل کمپ زندانیان ایرانی ۳ سال بعد از آغاز جنگ ایران-عراق در نزدیکی بغداد، جایی كه در آن ۱۳۰۰ اسیر جنگی ایرانی نگهداری میشد. در محوطه زندان آهنگ گوگوش در حال پخشه و در بین اسیران زندانیهای کم سن و سالی كه سنشان بین ۱۱ تا ۱۷ سال تخمین زده میشه در داخل اتاقی در کمپ دورتا دور اتاق نشسته اند. در حالیکه انها از نگاه کردن به دوربین خودداری میکنند، یک خانوم پروفسور هندی كه مسلمان شیعه هست سعی میکنه با آنها به فارسی صحبت کند. در پاسخ، یکی از این زندانیهای جوان بخاطر رعایت نکردن حجاب توسط این خانم از پاسخ دادن امتناع میکند. بعد از اینکه این خانوم هندی ساریش رو به سرش میکشد انها حاضر به پاسخ دادن به سؤالات میشوند. اسیر کم سن و سالی در پاسخ به سوال او جواب میدهد كه ۱۶ سال سن دارد و برای دفاع از اسلام به جنگ آمده و خواهان ادامه جنگ تا پیروزی حق علیه باطله. در آخر خبرنگار ادعا میکنه دولت عراق بدون هیچ پیش شرطی حاضر شده حدود ۵۶۰۰ اسیر کم سن وسال را به ایران برگرداند ولی ایران این درخواست رو رد کرده و خمینی حاضر نیست اینها رو بپذیره چون بمانند یک مسلمان واقعی شهید نشدن.
آقای موسوی وقتی کلمه حضرت امام را از زبانت می شنوم سراسر و جودم را نفرت از تو فرا می گیرد که چرا این فرد کثیف را با عنوان مقدس می خوانی. می خواهم گریه کنم برای جوانان و نوجوانانی که تو را سمبل آزادی خواهی میدانند. لعنت بر تو اگر بخواهی خمینی جانی کثیف را به عنوان یک انسان به جوانان و نوجوانان کم اگاه نسبت به اول انقلاب قالب کنی.





از ۵ آذر تا ۱۶ آذر
هر روز ساعت ۵ به مدت ۱۵ دقیقه

نه روسری نه توسری

پیش به سوی تشکیل ارتش ۲۰ میلیونی
رهایی بخش ایران


زنان ایران به دنبال آزادی هستند.
از ۵ آذر تا ۱۶ آذر


پنج شنبه ۵ آذر ۵ بعد از ظهر نه روسری نه تو سری ننگ بر این دیکتاتوری

پنج آذر روز تشکیل بسیج است. بسیج امروز سمبل جهل و جنایت و تجاوز به حقوق فردی و اجتماعی افراد است. یکی از حقوقی که در طول ۳۰ سال عمر تاریک‌ این نظام کثیف از زنان ایران گرفته شده حق انتخاب نوع پوشش است. امروز وقت آن است که در مقابل حجاب اجباری قیام کنیم. از ۵ آذر تا ۱۶ آذر هر روز ساعت ۵ بعد از ظهر زمان مناسبی برای این کار است. از پنج شنبه ۵ آذر ۵ بعد از ظهر آغاز کنید. هر روز به مدت ۱۵ دقیقه در جلو در خانه خود روسری را کنار بگذارید. مطمعن باشید نظام قادر به برخورد با میلیمونها نفر در تمام خیابانها و کوچه ها نخواهد بود. هر کدام هم اکنون یک‌ای میل با نام مستعار باز کنید و در این مورد اطلاع رسانی کنید. یقین داشته باشید موسوی و کروبی هم قادر به دادن آزاد ی پوشش به شما نخواهند بود

۱۳۸۸ آبان ۲۷, چهارشنبه

احمدرضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی، بارها دکتر رامین را مورد تهدید قرار داده و دستور به سکوت او داده بود

احمدرضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی، بارها دکتر رامین را مورد تهدید قرار داده و دستور به سکوت او داده بود

حقایق تازه درباره مرگ مشکوک رامین پوراندرجانی
مادر رامین پوراندرجانی، قبل از فوت پسرش با دکتر روح الامینی، پدر محسن روح الامینی تماس می‌گیرد و ضمن بیان اینکه محسن توسط رامین پیش از شهادت مورد معاینه قرار گرفته بود به او می‌گوید که جان پسر من به علت بیان حقایقی در مورد شکنجه و شهادت پسر شما در خطر است.

Wed / 18 11 2009 / 21:02

مادر مرحوم رامین پوراندرجانی خطاب به دکتر روح الامینی: جان پسر من به خاطر پسر تو در خطر است

نوروز: درحالیکه فرمانده نیروی انتظامی مدعی می‌شود مرحوم رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه بازداشتگاه کهریزک، خودکشی کرده است، آخرین اطلاعات موثق دریافتی توسط خبرنگار نوروز حاکی از آن است که مادر رامین پوراندرجانی، قبل از رحلت پسرش با دکتر روح الامینی، پدر شهید محسن روح الامینی تماس می‌گیرد و ضمن بیان اینکه محسن توسط رامین پیش از شهادت مورد معاینه قرار گرفته بود به او می‌گوید که جان پسر من به علت بیان حقایقی در مورد شکنجه و شهادت پسر شما در خطر است."

بنا بر اطلاعات دریافتی توسط نوروز که برای اولین بار و پس از اطمینان از صحت خبر آنرا افشا می‌کند، دکتر روح الامینی هم در پاسخ به مادر رامین می‌گوید: "شما می‌خواهید من چه کار کنم؟ اگر رضایت بدهم مشکل شما حل می‌شود. شما با کسانی طرف هستید که متهم پرونده هستند نه من."

تحلیل خبرهای پس از انتشار خبر رحلت دکتر پوراندرجانی مبین آن است که نیروی انتظامی و قوه قضائیه در مورد این خبر بسیار منفعلانه برخورد می‌کنند و غیر از تکرار ادعاهای قدیمی در مورد برخورد با حوادث کهریزک صحبت‌های جدیدی مطرح نمی‌نمایند.

نوروز پس از انتشار گزارش‌های دریافتی در مورد مرگ دکتر رامین پوراندرجانی و متهم نمودن سردار احمدی مقدم- فرمانده نیروی انتظامی، سردار رادان- جانشین وی و سعید مرتضوی دادستان وقت کل کشور که به صورت مستقیم در حوادث کهریزک دخالت داشتند، با پاسخی از سوی آنان مواجه نمی‌شود که با توجه به سوابق افراد فوق در متهم کردن افراد به جرم‌های خودساخته و ارتباط دادن اکثر حوادث به نیروهای خارجی امری بسیار بعید به نظر می‌رسد.

برخی اطلاعات مبین آن است که از افراد فوق درخواست شده است در مورد این پرونده صحبت نکنند تا با موج فشارهای بیشتری مواجه نگردند. امری که آنها نیز تاکنون سعی دارند مطابق آن عمل کنند و صحبت‌های زیادی در مورد نقش خود به خصوص در مورد پرونده مرگ رامین پوراندرجانی بیان نکنند.

صحبت‌های فرمانده نیروی انتظامی که از کشف وصیت نامه مرحوم پوراندرجانی و طرح ادعای خودکشی وی می‌گوید از معدود مواردی است که فرمانده نیروی انتظامی به عنوان عالی‌ترین مقام این نیرو به صورت مستقیم مطرح می‌کند تا فشارهای زیادی را که این روزها نیروی انتظامی کشور با آن مواجه است کاهش دهد. ادعایی که به علت طرح اتهاماتی چون دخالت مستقیم وی و جانشینش در این پرونده غیرقابل باور و ساختگی به نظر می‌رسد. به خصوص که توجه داشته باشیم مرحوم رامین قبل از رحلت و طی صحبت تلفنی با یکی از دوستانش به او گفته بود که سه شنبه به تبریز خواهد رفت. برای اثبات دروغین بودن ادعاهای فرمانده نیروی انتظامی می‌توان به دریافت پذیرش از یکی از دانشگاه‌ها آلمان توسط رامین پوراندرجانی هم اشاره کرد. او قصد داشت جهت ادامه تحصیل و گرفتن تخصص به این کشور برود.

نوروز بازهم سئوال‌های مطرح شده در مورد این پرونده را که پیش از این مطرح شده بود به عنوان راهی برای پی بردن به ابعاد جنایات کهریزک و شهادت افرادی چون محسن روح الامینی و رامین پوراندرجانی می‌داند و منتظر پاسخ روسای قوه مجریه و مقننه و همچنین رئیس کمیسیون امنیت ملی و اعضای کمیته ویژه بررسی حوادث پس از انتخابات است.

در عین حال نوروز آمادگی دارد جواب‌های فرمانده نیروی انتظامی یا جانشین وی و حتی سعید مرتضوی را به این پرسش‌ها منتشر کند. همانگونه که قبلاً هم گفته شده است پرسش‌های قابل طرح به قرار زیر دوباره به اطلاع می‌رسد:

۱- تاخیر طولانی در قرائت گزارش كمیته ویژه و عدم برگزاری دادگاه متهمان كهریزك، به چه علت و با فشار چه اشخاص و نهادهایی بوده است و ارتباط مرگ مرموز دکتر پوراندرجانی با این تاخیرها و خصوصا متن قرائت نشده گزارش كمیته ویژه مجلس چیست؟

۲- با توجه به حضور و شهادت دادن دکتر پوراندرجانی در جلسه كمیسیون امنیت ملی و كمیته ویژه و با توجه به اینكه بارها این مرحوم قبل از مرگ نسبت به عدم امنیت جانی خود هشدار داده بود، چرا از وی محافظت نشد و او همچنان در اختیار نیروی انتظامی كه مقامات عالی آن از متهمان اصلی پرونده جنایات كهریزك هستند، قرار داشت تا شب هنگام، در سن ۲۶ سالگی و در خواب سكته داده شود یا مرگ وی خودکشی تلقی گردد؟

۳- در حالی كه خانواده این مرحوم ساكن تبریز هستند و او نیز در نهایت در تبریز دفن شده است، علت برگزاری مراسم تغسیل و تکفین در تهران چه بوده است؟

۴- علت مخالفت مقامات امنیتی با كالبدشكافی جنازه این شهید توسط پزشكان مستقل که از حقوق مسلم خانواده متوفی بوده است چیست؟

۵- اگر شهید پوراندرجانی به مرگ طبیعی فوت شده است و یا خودکشی کرده است به چه دلیل مراسم ترحیم وی با حضور نیروهای امنیتی و در شرایطی غیرعادی برگزار شده است به طوری ‌که حتی دوستان نزدیک این مرحوم هم جرات حضور در مراسم تدفین را پیدا نکرده‌اند؟

۶- ارتباط مرگ مشكوك رامین پوراندرجانی با متهمان اصلی جنایات شكنجه‌گاه كهریزك و به طور مشخص احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی، رادان جانشین فرمانده این نیرو و مسئول بازداشتگاه كهریزك و سعید مرتضوی دادستان وقت تهران كه متهمان با دستور وی و معاونانش قاضی حداد و قاضی حیدری فر به كهریزك منتقل شده‌اند ،چیست؟ (اطلاعات نوروز مبین آن است که شخص احمدرضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی بارها رامین را مورد تهدید قرار داده و دستور به سکوت او داده بود)

۷- آیا شباهت عجیب نحوه اعلام شدن مرگ این جوان۲۶ ساله یعنی ایست قلبی در هنگام خواب با قتل‌های سیاسی در سال‌های گذشته، سوال برانگیز نیست؟

گزارش تکميلی درباره مرگ مشکوک پزشک‌ وظيفه کهريزک و افزايش نگرانی‌ها در مورد امنيت ساير شاهدان عينی

در حالی‌که کمتر از يک هفته از مرگ مشکوک دکتر رامين پوراندرجانی، پزشک وظيفه بازداشتگاه کهريزک می‌گذرد، سوالات و ابهامات جدی در مورد علت مرگ وی همچنان بی‌پاسخ باقی مانده است.

به گزارش موج سبز آزادی، مرحوم رامين پوراندرجانی پيش از مرگ در جلسه کميته ويژه مجلس جزئيات مرگ شهيد روح الامينی و جنايات کهريزک را فاش کرده بود و به همين دليل زنده ماندن پزشک وظيفه کهريزک به معنای فاش شدن نام بسياری از عاملان جنايت‌های مخوف بازداشتگاه کهريزک بود. دوستان و خانواده مرحوم رامين پوراندرجانی، پزشک وظيفه زندان کهريزک می‌گويند: رامين در جلسه‌ای با حضور اعضای کميته ويژه رسيدگی به وضعيت آسيب‌ديدگان حوادث پس از انتخابات و برخی از نمايندگان کميسيون امنيت ملی مجلس، جزئيات جنايات کهريزک و شهادت محسن روح الامينی را فاش کرده بود و پس از آن نيز به شدت نسبت به امنيت جانی خود نگران بود.

بر اساس اخبار دريافتی از منابع آگاه و موثق در مجلس هشتم و خانواده و دوستان مرحوم رامين پوراندرجانی، نمايندگان مجلس در کميته ويژه بررسی حوادث پس از انتخابات هنگامی که از رامين پوراندرجانی در مورد نحوه شهادت محسن روح الامينی سئوال می‌کنند، با پاسخ‌های تکان‌دهنده وی مواجه می‌شوند. پزشک وظيفه درگذشته کهريزک در آن ديدار، محل شهادت محسن روح‌الامينی را بازداشتگاه کهريزک و علت شهادت او را بر اثر شکنجه در زندان عنوان می‌کند و می‌گويد: «محسن را با وضعيت اسف‌باری بعد از شکنجه‌های جسمی شديد دو روز قبل از مرگش نزد من آورده بودند. حال جسمی او بسيار وخيم بود و امکانات پزشکی من هم بسيار محدود، ولی آنچه توانستم برای نجات وی کردم. در همان زمان بود که از سوی مسوولان کهريزک تهديد شدم که در صورت توضيح علت جراحت‌های وارده بر مجروحان کهريزک از ادامه زندگی باز خواهم ماند».

اين شهادت مرحوم پوراندرجانی در حضور اعضای کميته ويژه مجلس در حالی عنوان شده بود که مسئولان نيروی انتظامی به دروغ به کميته ويژه مجلس گفته بودند که پزشک بازداشتگاه کهريزک، ابتلای روح الامينی به مننژيت را تاييد کرده است.

ساير رسانه‌های داخلی در روزهای پس از شهادت محسن روح‌الامينی خبر داده بودند که مسئولان نيروی انتظامی بعد از بازديد از کهريزک و قبل از ارائه گزارش خود از اين بازداشتگاه به مجلس از اين پزشک وظيفه کهريزک خواسته بودند که دليل شهادت محسن روح الامينی را ابتلا به مننژيت عنوان کند. اما لازم به توضيح است که رامين پوراندرجانی حاضر به انجام اين کار نشد و به بازگويی وقايع ناگوار بازداشتگاه کهريزک برای نمايندگان ملت پرداخت. بخشی از گفته‌های شهيد پوراندرجانی که در بالا ذکر شد، يکی از مهم‌ترين بخش‌های گزارش قرائت نشده کميته ويژه مجلس هم هست که با فشار مسئولان نيروی انتظامی و قضائی و افرادی چون احمدی‌مقدم، مرتضوی و رادان تاکنون اجازه انتشار پيدا نکرده است و با مرگ مشکوک اين پزشک، بر احتمال سانسور و حذف آن بخش از اظهارات او از گزارش اصلی افزوده می‌شود. دليلی که می‌تواند انگيزه کافی برای به قتل رساندن وی را نيز فراهم کند.

خبری که از مرگ مشکوک پزشک وظيفه کهريزک منتشر شد، خبر بازداشت وی توسط نيروی انتظامی قبل از مرگش را نيز آورده بود. گفتنی است مرحوم رامين پوراندرجانی بعد از بازداشت توسط نيروی انتظامی، بارها به دوستان نزديک خود گفته بود که احتمال قتل وی به علت اطلاع از جنايت‌های کهريزک وجود دارد. او همچنين گفته بود که برای شهادت دروغ در مورد آنچه در کهريزک رخ داده است تحت فشار است اما بنابر اظهارات خانواده اين مرحوم، او قصد داشت در دادگاه بر عليه مجرمان کهريزک شهادت دهد. او اين نکته را به دوستان و خانواده خود گفته بود و به همين دليل هم نسبت به جان خود بيمناک بود.

اين پزشک وظيفه، با تمام بيمناکی از جان خود به خاطر تهديدهای صورت‌گرفته، در روز سه‌شنبه در استراحت‌گاه خود در ساختمان بهداری نيروی انتظامی فوت می‌کند و دليل مرگ وی سکته قلبی تشخيص داده می‌شود. پزشکی قانونی معمولا در مواردی که علت مرگ سکته قلبی تشخيص داده می‌شود، در صورت درخواست خانواده مرحوم، دستور کالبدشکافی را صادر می‌کند. اما اين حق از خانواده مرحوم پوراندرجانی به دلايل نامعلوم سلب می‌شود. بر خلاف عرف معمول خاکسپاری که معمولا تغسيل و تکفين در محل دفن(تبريز) صورت می‌گيرد، مراحل تغسيل و تکفين مرحوم پوراندرجانی در تهران انجام می‌شود و سپس جنازه تحت تدابير شديد امنيتی برای دفن به تبريز منتقل می‌شود. شست و شو، غسل و کفن کردن جسد اين پزشک وظيفه در تهران و دفن وی در تبريز تحت شرايط شديد امنيتی و همچنين عدم اجازه به خانواده‌اش برای کالبد شکافی جسد، از جمله موارد ابهام برانگيز اين پرونده است که نيروی انتظامی و مقامات قضايی تاکنون دلايل قابل قبولی برای آن ارائه نداده‌اند.

از ۵ آذر تا ۱۶ آذز یعنی از جهل و جنون تا دوستی و دانایی

از ۵ آذر تا ۱۶ آذز یعنی از جهل و جنون تا دوستی و دانایی

۵ آذر روز تشکیل بسیج به فرمان خمینی است کسی که جنگ را نعمت می دانست و شهوترانی با دختر شیر خوار را در کتاب تحریر الوسیله مجاز می شمرد. بسیج هم امروز سمبل جهل و جنون است. در مقابل ۱۶ آذر روز دانشجو ست و دانشجو سمبل دوستی دانش آموختن و در نتیجه دانایی است. پس از ۵ آذر تا ۱۶ آذز یعنی از جهل و جنون تا دوستی و دانایی. در همین زمان باید جنس جنبش سبز نیز مشخص شود. ما یاید از اکنون راه خود را مشخص کنیم که دوبازه یک حکومت مذهبی می خواهیم یا یک حکومت سکولار. خانمهایی که معتقد به حکومت سکولار هستند از از ۵ آذر تا ۱۶ آذز هر روز ساعت ۵ به مدت ۱۵ دقیقه روسری خود را تا حد دلخواه در تمام خیابانهای فرعی و کوحه ها در تمام شهرهای بزرگ ایران عقب خواهند زد و مردان موافق با سکولاریسم از آنها در مقابل ارازل و اوباش و مزدوران نظام محافظت خواهند کرد. از اکنون باید باید جنس جنبش سبز نیز مشخص شود.

بانوان اول مشرق زمين: از همسر رييس‌جمهور ايران تا ملكه‌ي اردن

بانوان اول مشرق زمين: از همسر رييس‌جمهور ايران تا ملكه‌ي اردن

همسر رئيس جمهور ايران ملكه ي اردن

از ۵ آذر تا ۱۶ آذرهر روز ساعت ۵ به مدت ۱۵ دقیقه

نه روسری نه توسری
پیش به سوی تشکیل ارتش ۲۰ میلیونی رهایی بخش ایران

زنان ایران به دنبال آزادی هستند. از ۵ آذر تا ۱۶ آذر



ميشل اوباما، همسر باراك اوباما و كارلا بروني، همسر نيكولا ساركوزي را مي‌توان خبرسازترين بانوان اول حال حاضر دانست. اما در اين بين، همسر روساي جمهور ايران و كشورهاي خاورنزديك در كجاي دنياي "بانوان اول جهان" ايستاده‌اند؟

ميشل اوباما ( آمريكا ) و كارلا بروني ( فرانسه )
ساليان زيادي سياست را تنها قلمرويي مردانه مي‌دانستند كه زنان حتي اجازه‌ي عبور از شعاع چند كيلومتري آن را نداشتند و حضور هيچ بانويي در گفت‌وگوهاي سياسي مردانه تاب آورده نمي‌شد. با اين حال آنها كه تاريخ خوانده‌اند، به‌خوبي مي‌دانند كه هرچند زنان حكم ممنوع الورود بودن به دنياي سياست را داشته‌اند، اما كم نبوده‌اند تصميات حساس تاريخي كه مي‌توان ردپاي پررنگ زنان را در اتخاذ آنها به خوبي مشاهده كرد: قتل اميركبير به فرمان مادر ناصرالدين شاه، آتش زدن تخت جمشيد از سوي اسكندر مقدوني كه برخي معشوقه‌ي وي را محرك آن مي‌دانند و يا ماري آنتوانت، ملكه‌ي نامدار فرانسه كه تأثيرات منفي فراواني بر لويي چهاردهم داشت و او را يكي از مقصران اصلي به راه افتادن انقلاب فرانسه مي‌دانند.
دنياي امروزي سياست با سال‌ها و قرن‌هاي گذشته، دست‌كم از نظر ميزان حضور زنان در اين قلمروي تا پيش مردانه، تفاوت‌هاي چشمگيري داشته است: ميشل اوباما، در زمان مبارزات انتخاباتي همسرش، در چندين مورد به جاي او سخنراني مي‌كند و سرانجام نيز به عنوان نخستين بانوي اول سياه‌پوست آمريكا قدم به كاخ سفيد مي‌گذارد.

پرنسس دايانا، همسر پيشين پرنس چارلز وليعهد بريتانيا، به چهره‌ا‌ي فراملي بدل مي‌شود؛ تا آن اندازه محبوب كه مراسم خاكسپاري‌اش در صف پربيننده‌ترين برنامه‌هاي تلويزيوني جهان قرار مي‌گيرد. اما در اين ميان، بانوان اول كشورهاي شرقي و به خصوص خاورميانه در كجاي دنياي سياست ايستاده‌اند؟ اين منطقه از جهان همواره در تيررس خبري قرار داشته است و روند آنچه كه اين روزها در خاك كشورهاي آن رقم مي‌خورد، باعث شده تا هم‌اكنون بيشتر از گذشته توجه عمومي را به خود جلب ‌كند.





تصويري از پرنسس دايانا در سال ۱۹۹۵. دايانا يكي از محبوب‌ترين اعضاي خانواده‌ي سلطنتي در بريتانيا بود

اين بار اما به سراغ زناني رفته‌ايم كه پشت سر دولتمردان اين كشورها ايستاده‌اند و در برخي موارد كمتر نامي از آنها برده مي‌شود؛ بانوان اول شرقي كه خواه زير سايه‌ي پررنگ همسرانشان قرار گرفته‌اند و خواه چنان مستقل بوده‌اند كه چهره‌اشان براي مردمان غرب كره‌ي زمين شناخته‌ شده‌تر از مردانشان است.


هيرو ابراهيم احمد ( عراق )

بانويي مسن و غير محجبه كه ۲۹ سال پيش با جلال طالباني ازدواج كرد و بيشتر هم تمايل دارد زير سايه‌ي همسر قرار بگيرد. همين امر هم دليلي است كه موجود نبودن عكس‌هايي از وي را توجيه مي‌كند. هيرو ابراهيم احمد تنها يك بار تيتر خبر رسانه‌هاي جهان شد و آن نيز به ماه مه سال ۲۰۰۸ باز مي‌گردد، زماني كه سوءقصدي به جان بانوي اول عراق صورت گرفت.

در آن زمان همسر رييس‌جمهور عراق قصد حضور در مراسمي فرهنگي را در پايتخت اين كشور داشت كه بمبي در نزديكي خودروي وي منفجر شد. در اين حادثه به وي آسيبي نرسيد اما چهار محافظ وي زخمي شدند.

جلال طالباني از طريق پدر همسرش با وي آشنا شد. پدر هيرو ابراهيم احمد نويسنده‌اي كرد بود كه در هنگام تشكيل "اتحاديه‌ي مهيني كردستان" از سوي جلال طالباني از وي حمايت كرد.

آمنه اردوغان ( تركيه )

آمنه اسم چندان نادري در تركيه به شمار نمي‌آيد و زنان زيادي هستند كه والدينشان در بدو تولد نام مادر پيامبر اسلام را براي آنها برگزيده‌اند. اما تركيه سال‌ها بود كه آمنه‌اي همچون "آمنه اردوغان" را تجربه نكرده بود. اين زن ۵۴ ساله كه در سال ۱۹۷۸ با رجب طيب اردوغان ازدواج كرده، محجبه است و "توربان" به سر مي‌كند. آن هم در كشوري كه تاريخش نام فردي همچون آتاتورك را در خود ثبت كرده و مسئله‌ي حجاب همواره موضوعي بحث‌برانگيز در آن به شمار مي‌رود.

از آمنه اردوغان در بسياري از كشورها استقبال مي‌شود، به جز در زادگاهش. محجبه بودن خانم اردوغان براي احمد نجدت سزر، رييس‌جمهور سكولار پيشين تركيه، تا آن اندازه غير قابل تحمل بود كه از او براي هيچ مراسمي دعوت به عمل نياورد.

البته امروزه با به روي كار آمدن عبدالله گل به سمت رياست جمهوري تركيه، كار براي آمنه اردوغان راحت‌تر شده است، زيرا خيرالنسا گل نيز جزو بانوان محجبه‌ي اين كشور محسوب مي‌شود.


اسما اسد ( سوريه )

زماني كه بشار اسد بر صندلي رياست‌جمهوري سوريه نشست، همسر وي با شلوار جين و تي‌شرت سفرهاي اكتشافي خود را به گوشه و كنار سرزميني كه همسرش اينك مقام اول سياسي در آن را بر عهده داشت، آغاز كرد.


اين بانوي ۳۳ ساله متولد شهر لندن است و پدرش يكي از متخصصان به‌نام سوري در زمينه‌ي قلب محسوب مي‌شود. اسما اسد در رشته‌ي علوم كامپيوتري و ادبيات فرانسه از دانشگاهي در برتانيا فارغ‌التحصيل شد و تنها عشق به همسرش بشار اسد بود كه باعث شد اين زن تحصيلكرده و زيباي عرب به زادگاه والدينش بازگردد. او در سال ۲۰۰۱ نخستين سازمان غير دولتي (NGO) را در سوريه تأسيس كرد.


ملكه رانيا ( اردن )

رانيا ال‌ ياسين را مي‌توان بدون ترديد ستاره‌ي بانوان اول كشورهاي مشرق زمين دانست. زني زيبا و جذاب، با اعتماد به نفس، تحصيلكرده و مسلط به زبان انگليسي كه تاكنون چندين بار مهمان ويژه‌ي برنامه‌هاي تلويزيوني مشهور آمريكا، از جمله "اپرا وينفري" بوده است.

رانيا در روز ۳۱ آگوست سال ۱۹۷۰ در خانواده‌اي فلسطيني‌تبار و با تحصيلات عالي در شهر كويت به دنيا آمد. وي فارغ‌التحصيل رشته‌ي بازرگاني از دانشگاه آمريكايي شهر قاهره است. رانيا در سن ۲۳ سالگي در مراسم شامي با ملك عبدالله، پادشاه كنوني اردن آشنا شد كه اين آشنايي سرانجام به ازدواج اين دو با يكديگر ختم شد.

ملكه رانيا علاوه بر داشتن يك وبسايت شخصي، داراي يك صفحه‌ي اختصاصي در سايت يوتوب نيز هست و تا كنون در فعاليت‌هاي اجتماعي بين‌المللي شركت داشته است. تلاش‌هاي ملكه‌ي اردن در راه احقاق حقوق زنان عرب باعث مخالفت‌ با وي و همچنين دشمن‌تراشي‌ از سوي مسلمانان افراطي براي او شده است.



وفا سليمان ( لبنان )

زماني كه وفا سليمان در سال ۱۹۷۳ با همسرش ميشل سليمان آشنا شد، به هيچ‌وجه گمان نمي‌كرد كه روزي در جايگاه بانوي اول لبنان بنشيند، زيرا در آن زمان ميشل سليمان تازه از دانشگاه نظامي فارغ‌التحصيل شده بود.

از همين رو نيز اين بانوي ۵۷ ساله از همان ابتدا بر روي پاي خود ايستاد و با اتمام تحصيلاتش در رشته‌ي علوم تربيتي شغل معلمي را براي خود برگزيد. وي سپس به عنوان متخصص امور تربيتي در وزارت آموزش و پرورش لبنان مشغول فعاليت شد كه پس از ارتقاي درجه‌ي همسرش به رياست ارتش اين كشور از شغل خود كناره گرفت.

اما مرتبه‌ي بالاي سياسي ميشل سليمان باعث نشد تا همسر وي به خانه‌نشيني روي آورد. وفا سليمان كه خود مادر سه فرزند به شمار مي‌رود، فعاليت‌هاي اجتماعي در زمينه‌ي حقوق كودكان و زنان را در پيش گرفت و توجه خود را بيش از پيش به امور آموزشي معطوف كرد.

امينه عباس ( فلسطين )

همسران رهبران فلسطيني را مي‌توان تنها سايه‌هاي مردانشان دانست؛ زناني كه به ندرت در اجتماع ظاهر مي‌شوند و در معدود دفعات حضورشان نيز همواره در چند قدمي همسرانشان بوده‌اند. امينه عباس، همسر محمود عباس، رييس تشكيلات خودگردان فلسطين به اين دسته تعلق دارد. او نمونه‌ي كاملا متضاد همسر ياسر عرفات به شمار مي‌رود.


در حالي‌كه همسر عرفات بيش از همه به دليل تمايل به زندگي مجلل و لوكس و مسافرت‌هاي خارج از كشور چهره‌ي شناخته شده‌اي براي رسانه‌ها محسوب مي‌شود، امينه عباس، زني است كه جزييات فراواني از وي در دسترس نيست. از زمان روي كار آمدن محمود عباس، تنها عكس‌هاي اندكي از همسر وي منتشر شده‌اند كه بانويي محجبه را نشان مي‌دهند كه هيچ‌گاه در سفرهاي برون مرزي همسرش را همراهي نكرده است.



آخرين حضور اجتماعي قابل توجه امينه عباس به ماه نوامبر سال گذشته‌ي ميلادي باز مي‌گردد؛ زماني كه بانوان اول كشورهاي عربي در ابوظبي گرد هم آمدند تا براي پيشبرد حقوق زنان با يكديگر گفتگو كنند.



در زندگي‌نامه‌ي محمود عباس آمده است كه او سه فرزند پسر دارد و بزرگترين فرزندش سال‌ها پيش بر اثر نارسايي قلبي درگذشته است.

اعظم السادات فراحي ( ايران )


لفظ بانوي اول در زبان سياسي ايران لفظ رايجي نيست و وجود چنين بانويي در روند كنوني سياسي كشور تصور غريبي است. پس از انقلاب اسلامي، همسران دولتمردان ايران همگي زناني بوده‌اند كه ايستادن در سايه‌ي مردانشان را ترجيح داده‌اند و هيچ‌كدام فعاليت جدي چه در عرصه‌ي سياسي و چه در عرصه‌هاي اجتماعي نداشته‌اند. تصاوير اندكي از آنها نيز منتشر شده و اطلاعات دقيقي هم از زندگي‌نامه‌ي آنان در دسترس نيست.



اعظم السادات فراحي، همسر محمود احمدي‌نژاد است كه تا كنون تنها دو بار همراه همسرش عازم سفر برون مرزي شده كه هر دوي آنها در سال ۱۳۸۷ و به مقصد تركيه و كشور آفريقايي كومور بوده است. تا كنون خانم فراحي يك بار نسبت به وقايع سياسي عكس‌العمل نشان داده است كه آن نيز به نامه‌اي باز مي‌گردد كه وي سال گذشته خطاب به سوزان مبارك، همسر رييس‌جمهور مصر نوشت.

اين نامه به مناسبت حوادث اخير نوار غزه نوشته شده و در آن آمده بود: « سركار خانم سوزان مبارك همسر رئيس‌جمهوري مصر، در شرايطي كه معمولاً همسران روساي جمهوري مسوول خيريه‌ها مي‌شوند و با مردم مستمند و بيمار همدردي مي‌كنند، چطور است كه در اين حادثه عظيم كه همه ملت‌ها به خروش آمده‌اند، شاهد سكوت يا بي‌تفاوتي بعضي از آنها هستيم؟ شما مي‌دانيد فرصت خدمت به مردم و به‌خصوص ستمديدگان، يك هديه و توفيق الهي است و اگر فرصت‌سوزي شود، غضب الهي را به دنبال خواهد داشت.»


زينت كرزي ( افغانستان)


بانوي اول افغانستان، زني تحصيلكرده است كه در سال ۱۹۹۹ با حامد كرزاي، رييس‌جمهور اين كشور ازدواج كرد. زينت كرزاي متولد شهر قندهار است و در رشته‌ي پزشكي زنان از دانشگاه كابل فارغ‌التحصيل شده است. او چندين سال در بيمارستاني در پاكستان مشغول به كار بوده اما پس از ازدواج با حامد كرزاي فعاليت بيرون از خانه را كنار گذاشته است.

خانم كرزاي در سال ۲۰۰۴ و در زمان رياست‌جمهوري محمد خاتمي سفري به ايران داشت و در پي آن يك سال بعد ميزبان زهره صادقي، همسر محمد خاتمي شد. اين ديدار يكي از معدود موقعيت‌هايي بود كه براي نخستين بار تصاويري از خانم كرزاي در رسانه‌هاي افغانستان منتشر شد.


حامد كرزاي و همسرش ۱۶ سال با يكديگر اختلاف سن دارند و در سال ۲۰۰۷ صاحب نخستين فرزندشان شدند؛ پسري به نام ميرويس، نام يكي از شاهان پيشين افغانستان.


سوزان مبارك ( مصر )



همسر رييس‌جمهور مصر را مي‌توان در زمره‌ي زناني دانست كه فعاليت‌هاي خيريه در صدر اولويت‌هاي كاريشان قرار دارد. ليست مؤسساتي كه توسط سوزان مبارك اداره مي‌شوند يا اينكه او در آنها سهمي دارد، طولاني است. براي اين بانوي سالخورده حضور در برنامه‌ي كودك به همراه لارا بوش، بانوي اول پيشين آمريكا و كتابخواني براي بچه‌ها با هدف تشويق آنها به مطالعه، كاري خارج از قاعده نيست.

خانم مبارك در سال ۱۹۴۱ از مادري پرستار اهل كشور ولز و پدري مصري و پزشك متولد شده و در دانشگاه آمريكايي قاهره در رشته‌ي علوم سياسي و علوم اجتماعي تحصيل كرده است. او دو پسر دارد كه تنها آنها او را "مامان" صدا نمي‌زنند، زيرا رسانه‌هاي كشور مصر هم بيشتر با عنوان "مامان سوزان" از بانوي اول اين كشور ياد مي‌كنند.


سارا نتانياهو ( اسرائيل )


سارا نتانياهو زني است كه هرچند عنوان بانوي اول اسرائيل را با خود يدك مي‌كشد، اما در برخي موارد همسرش ترجيح داده است تا از حضور وي در مراسم‌ رسمي چشم‌پوشي كند. مستخدمان و كاركنان منزل نخست‌وزير اسرائيل از صحنه‌هاي مرافعه، حسادت‌هاي زنانه يا تحقير كردن زيردستان توسط اين بانوي ۵۱ ساله ياد مي‌كنند.

از دوره‌ي نخست به روي كار آمدن نتانياهو، اين امر براي رسانه‌‌هاي اين كشور نيز روشن شد كه همسر وي را نمي‌توان در زمر‌ه‌ي زنان با اعتماد به نفس دانست. بنيامين نتانياهو تقريبا در تمامي مبارزات انتخاباتي خود در ابتداي سال جاري ميلادي بدون همسرش در اجتماع حاضر مي‌شد.

در هنگام سفر بنيامين نتانياهو به واشنگتن، مشاوران سياسي وي سخت براي برآورده كردن درخواست سارا نتانياهو تلاش مي‌كردند كه مايل بود با ميشل اوباما ديدار كند. هرچند دست آخر خانم اوباما رفتن به يك مراسم باله در نيويورك را به برگزاري اين ديدار ترجيح داد.


از زمان شروع دوره‌ي دوم رياست جمهوري نتانياهو، همسر وي سعي كرده است تا جنبه‌ي ديگري از خود را به نمايش بگذارد. او فعاليت‌هايش را بيش از همه بر روي شغلش كه روانشناسي كودك در اداره‌ي شهري اورشليم است، متمركز كرده است. اين بار بانوي اول اسرائيل مشغله‌هاي شغلي‌اش را دليل عدم همراهي همسرش در سفر اخير اروپايي وي ذكر كرده است.


از ۵ آذر تا ۱۶ آذرهر روز ساعت ۵ به مدت ۱۵ دقیقه

نه روسری نه توسری
پیش به سوی تشکیل ارتش ۲۰ میلیونی رهایی بخش ایران



۱۶ آذر را همه می دانند که باید در خیابانها باشیم. زمان مناسب ساعت ۴ بعد از ظهر است زیرا ادارات تعطیل می شود ولی ۵ آذر را فراموش نکنیم. پنج آذر سالروز تشکیل بسیج است به طور حتم نظام چماقدارانش را در خیابانها از صبح به نمایش خواهد گذاشت. ۵ بعد از ظهر نوبت مردم است. در تمام خیابانهای اصلی ماشینها بوق خواهند زد و در تمام خیابانهای فرعی و کوچه ها خانمهایی که مخالف حجاب اجباری هستند روسری های خود را برای دقایقی از سر بر خواهند داشت و شعار خواهند داد نه روسری نه توسری. این حرکت از ه آذر تا ۱۶ آذر هر روز به مدت ۱۵ دقیقه ادامه خواهد داشت اگر شعار دیگری داه نشود بهتر است زیرا فقط بازداشت شدگان احتمالی را بی حجاب می شناسند نه اقدام کننده بر علیه امنیت ملی. این متن را حتما در وبلاگ خود قرار دهید و برای سایر دوستانتان ای میل کنید و دوباره در بالاترین قرار دهید. باید به نظام بفهمانیم در دنیای امروز دیگر زرورگویی معنایی ندارد و ارتش بیست میلیونی تشکیل شده اما نه برای فرمانبرداری از ملایان بلکه برای رهایی ایران از شر ملایان و تفکرات خرافی آنان. تجمعات باید در تمام نقاط شهر و نزدیکترین مکان به منازل افراد باشد تا در صورت تهدید افراد بتوانند به خانه خود پناه ببرند. در ضمن نظام نیز قادر نخواهد بود همه شهر را پوشش دهد

مشکل بزرگ ما

مشکل بزرگ ما این است که افرادی که به راحتی دیگران را می کشته و یا فرمان قتل دیگران را صادر می کرده اند را به عنوان معصوم پاک و بی گناه به ما معرفی می کنند.

۱۳۸۸ آبان ۲۶, سه‌شنبه

از ۵ آذر تا ۱۶ آذر- نه روسری نه توسری

زنان ایران به دنبال آزادی هستند. از ۵ آذر تا ۱۶ آذر هر روز ساعت ۵ به مدت ۱۵ دقیقه در نزدیکترین محل به خانه ها روسری را از به اندازه دلخواه عقب خواهند زد و شعار خواهند نه روسری نه توسری. نظام نیز قادر به برخورد با میلیونها زن و دختر مبارز و خواهان آزادی حق انتخاب پوشش نخواهد بود. تا حد امکان اطلاع رسانی کنید. پیروزی و رهایی نزدیک‌ است